مجله تفریحی حیاط خلوت
تبلیغ
۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۰
تبلیغتبلیغ
تبلیغ
بیوگرافی
  • کد مطلب : 9771
  • تاریخ انتشار : ۳ - ۰۹ - ۱۳۹۵
  • بازدید : 111
  • حکایت ضرب المثل نمک گیر شدن

    حکایت ضرب المثل نمک گیر شدن

    حکایت ضرب المثل نمک گیر شدن

    حکایت ضرب المثل نمک گیر شدن

    حکایت ضرب المثل نمک گیر شدن
    حکایت ضرب المثل نمک گیر شدن
    ریشه تاریخی ضرب المثل نمک گیر شدن   وقتی کسی به شخصی یا اشخاصی مدیون می شود یا به دلیل محبتی که دیده، نمی خواهد کار ناشایستی در حق آنها بکند، این ضرب المثل را به کار می برد و می گوید: من نمک گیرشان هستم.   در زمان قدیم، قوانین خاصی درباره ی جوانمردی ...

    ضرب المثل با معنی, ریشه تاریخی ضرب المثل

    ریشه تاریخی ضرب المثل نمک گیر شدن

     

    وقتی کسی به شخصی یا اشخاصی مدیون می شود یا به دلیل محبتی که دیده، نمی خواهد کار ناشایستی در حق آنها بکند، این ضرب المثل را به کار می برد و می گوید: من نمک گیرشان هستم.

     

    در زمان قدیم، قوانین خاصی درباره ی جوانمردی وجود داشت و به خصوص، احترام و پایبندی عیاران نسبت به قوانین جوانمردانه بیش تر بود. عیاران کسانی بودند که خودشان را مدافع حقوق مردم ضعیف می دانستند و از ثروتمندان می دزدیدند و به فقرا می  دادند. یکی از مشهورترین ماجراهای نمک گیر شدن، مربوط به یعقوب لیث صفاری است که از عیاران معروفی است که به حکومت رسید و در مقابله با خلفای ظالم عباسی، سلسله ی صفاریان را تأسیس کرد. در ابتدا؛ یعقوب که تحمل رنج و بدبختی مردم را نداشت، تصمیم گرفت که همراه برادران و دوستانش یک گروه عیاری تشکیل دهد.

     

    او که مرد باهوشی بود، خیلی زود گروه بزرگتری ساخت و بین مردم؛ مشهور شد. یک روز به یعقوب خبر دادند که درهم بن حسین حاكم شهرخزانه ی بزرگی دارد و جواهرات گرانبهایی را در آن نگهداری می ک‌ند. عیاران تصمیم گرفتند که شبانه به خزانه ی درهم بن حسین دستبرد بزنند. اول چند نفر رفتند و موقعیت خانه ی درهم را بررسی کردند و پس از آن که از مکان خزانه مطلع شدند، وسایلشان را برداشتند و شبانه راه افتادند. آنها آهسته از دیوار بالا رفتند و بعد با احتیاط، دیوار خزانه را سوراخ کردند و داخل شدند.

     

    با وارد شدن به خزانه، نفس همه ی آنها بند آمد. جواهرات رنگارنگ، زیر نور چرا غهایی که همراه برده بودند، مثل ستاره می درخشیدند. با اشاره ی یعقوب، عیاران با عجله جواهرات را جمع کردند و داخل  کیسه های شان ریختند. یعقوب که گوشه ای ایستاده بود و به کار عیاران نظارت می ک‌رد، یکدفعه چشمش به سنگ درخشانی افتاد. سنگ را بلند کرد و زیر نور چراغ، به آن نگاه کرد. سنگ می درخشید ولی شبیه جواهرات دیگر نبود. سنگ را به دهانش گذاشت تا سختی آن را امتحان کند؛ ولی ناگهان سنگ را انداخت و به عیاران گفت: هرچه برداشته اید، دوباره سر جایش بگذارید.

     

    عیاران با تعجب به یعقوب نگاه کردند. اصلا نمی توانستند بفهمند که چه اتفاقی افتاده است. یکی از عیاران پرسید: چرا باید پس از این همه زحمت و خطر، جواهرات را نبریم؟ یعقوب با ناراحتی به سنگ نمک اشاره کرد و گفت: این سنگ درخشان، سنگ نمک است. من به خیال اینکه جواهر است، آن را در دهان گذاشتم تا سختی اش را امتحان کنم. صدای آه عیاران بلند شد. یعقوب گفت: متوجه شدید؟ من نمک گیر شده ام. حالا که نمک درهم بن حسین را خورد ه ام، نمی توانم به مال او خیانت کنم!

     

    عیاران که خودشان به قانون عیاری نمک خوردن و نمک گیر شدن؛ اعتقاد داشتند، بدون پرسشی دیگر، کیسه هایشان را خالی کردند و از همان راهی که آمده بودند، بازگشتند. روز بعد، به درهم بن حسین خبر دادند که دزد وارد خزانه اش شده است. درهم با عجله به محل خزانه رفت. مسؤل خزانه جلو دوید و گفت: قربان نگاه کنید!دیوار خزانه را سواخ کرده اند واز آن جا وارد شده اند. درهم بن حسین با وحشت گفت: لابد تمام جواهرات را دزدیده اند.

     

    خزانه دار گفت: «نه قربان! اتفاق عجیبی افتاده است! جواهرات را جابه جا کرده اند ولی هیچی نبرده اند! درهم با تعجب پرسید: هیچی! عجب حکایت عجیبی است!

     

    نزدکی غروب؛ یکی از یاران لیث به مخفیگاه عیاران رفت و گفت: خبر سرقت دیشب، همه جا پیچیده است. درهم بن حسین هم اعلام کرده است که به دزدی که دیشب وارد خزانه اش شده است، امان می دهد؛ به شرط آن که بگوید چرا وارد خزانه شده ولی چیزی نبرده است.

     

    یعقوب لیث، آن شب تا صبح فکر کرد و عاقبت تصمیم گرفت که به دیدن درهم برود. درهم بن حسین در خانه اش نشسته بود که به او خبردادند که مردی آمده است و ادعا می ک‌ند که عیار است. درهم بلافاصله دستور داد که او را به داخل، راهنمایی کنند. یعقوب با احتیاط جلو رفت و گفت: من به خاطر قول شما که امان داده اید، به اینجا آمده ام.

     

    درهم بن حسین لبخندی زد وگفت: بله! چون می خواستم بدانم که علت اتفاق عجیب دیشب چیست! چرا به خودتان زحمت دادید و وارد خزانه شدید ولی چیزی نبردید؟
    یعقوب مستقیم به چشمان درهم نگاه کرد و گفت: چون نمک گیر شدم! در خزانه ی شما سنگ نمکی بود که من به اشتباه؛ به آن زبانزدم. درهم بن حسین با تعجب گفت: همین! یعقوب با ملامت به او نگاه کرد و گفت: برای ما نمک گیر شدن، مسئله ی مهمی است..

     

    ما اگر نان و نمک کسی را بخوریم، نمک گیرش می شویم و در حق او؛ خیانت نمی کنیم. درهم با حیرت به سخنان یعقوب لیث صفاری گوش کرد و بعد با تحسین او را که می رفت، نگاه کرد. اما این پایان ارتباط یعقوب و درهم نبود. وقتی درهم به حکومت سیستان رسید، فرمانده ی سپاهش را به یعقوب لیث سپرد و به این ترتیب، راه رسیدن یعقوب به حکومت، هموار شد.
    منبع:tebyan.net

    , , ,
    مطالب مرتبط
    پاندای بامزه ای که عاشق سلفی گرفتن است

    پاندای بامزه ای که عاشق سلفی گرفتن است

    چهره ها در شبکه های اجتماعی (۳۶)

    چهره ها در شبکه های اجتماعی (۳۶)

    فال روزانه شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵

    فال روزانه شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵

    عکس نوشته هایی برای آتش نشانان فداکار حادثه پلاسکو

    عکس نوشته هایی برای آتش نشانان فداکار حادثه پلاسکو

    مدل های جدید و شیک لباس مجلسی پوشیده سال ۲۰۱۷

    مدل های جدید و شیک لباس مجلسی پوشیده سال ۲۰۱۷

    تـرفند جالب برای مخفی کردن پیام ارسالی در تلگرام + عکس

    تـرفند جالب برای مخفی کردن پیام ارسالی در تلگرام + عکس

    چرا جن وارد بدن انسان می‌شود؟

    چرا جن وارد بدن انسان می‌شود؟

    فـال روزانه جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵

    فـال روزانه جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵

    اس ام اس مخصوص آتش نشانان فداکار و شجاع

    اس ام اس مخصوص آتش نشانان فداکار و شجاع

    کاریکاتور و نقاشی هایی برای آتش نشانان قهرمان حادثه پـلاسکو

    کاریکاتور و نقاشی هایی برای آتش نشانان قهرمان حادثه پـلاسکو

    بهترین هدیه برای متولدین ماه های مختلف

    بهترین هدیه برای متولدین ماه های مختلف

    پلاسکو یادگار ۵۳ ساله تهران،ساختمانی که دیگر نیست!

    پلاسکو یادگار ۵۳ ساله تهران،ساختمانی که دیگر نیست!

    طالع بینی عاشقانه سال ۲۰۱۷ با توجه به ماه تولدتان

    طالع بینی عاشقانه سال ۲۰۱۷ با توجه به ماه تولدتان

    فال روزانه پنج شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵

    فال روزانه پنج شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵

    بیوگرافی “رها اعتمادی” مجری برنامه استیج در شبکه منـوتـو + عکس

    بیوگرافی “رها اعتمادی” مجری برنامه استیج در شبکه منـوتـو + عکس

    بیـوگرافی و کارنامه هنری شنبم فرشادجو + عکس

    بیـوگرافی و کارنامه هنری شنبم فرشادجو + عکس

    کاریکاتور های جالب روش های مختلف گدایی

    کاریکاتور های جالب روش های مختلف گدایی

    شخصیت شناسی از روی شکل پاها

    شخصیت شناسی از روی شکل پاها

    عکس و نوشته عاشقانه دونفره ۲۰۱۷

    عکس و نوشته عاشقانه دونفره ۲۰۱۷

    عکس های اینستاگرام مهران غفوریان

    عکس های اینستاگرام مهران غفوریان

    ارسال نظر

    تبلیغ
    جدیدترین مطالب سایت
    تبلیغ
    پربازدیدترین مطالب
  • روزانه
  • هفتگی
  • ماهانه
  • تبلیغتبلیغ
    اخبار دنیای مد و ستاره ها
    مجله موفقیت
    بیوگرافی ستاره ها
    مطالب طنز و خنده دار
    نکات مهم آشپزی
    طب سنتی و داروی گیاهی
    خبرهای تصویری

    کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر برای وب سایت حیاط خلوت محفوظ می باشد .

    تهیه و تولید : پارس وی پی