آخرین خبرها
خانه > سرگرمی > داستان ضرب المثل آنچه تو از رو می خوانی من از برم

داستان ضرب المثل آنچه تو از رو می خوانی من از برم

داستان ضرب المثل , ریشه ضرب المثل های ایرانی

داستان ضرب المثل آنچه تو از رو می خوانی من از برم

 

یکی بود یکی نبود . فروشنده ی دوره گردی بود که به روستاها می رفت و جنس خرید و فروش می کرد .
روزی به خانه ی یک مرد روستایی رفت ، مرد برای او چایی آورد . دوره گرد چشمش به گربه ای افتاد که از یک کاسه ی سفالین گران قیمت آب می خورد .
او که فهمیده بود ظرف عتیقه است به مرد روستایی گفت :چه گربه ی نازی آن را به من می فروشی ؟ روستایی گفت قابل ندارد ، صد تومان می شود دوره گرد گفت اشکالی ندارد و صد تومان داد و دوباره گفت : اگر ممکن است ظرف آب این گربه را هم بدهید که به آن عادت کرده ظرف را برداشت و مشغول خواندن نوشته های داخل آن شد.
مرد روستایی گفت : این کاسه را نمی فروشم تو هم برای خواندن نوشته زحمت نکش من از برم .
روی کاسه نوشته : کاسه ای که باعث می شود هر روز یک گربه ی بی ارزش را صد تومان بفروشی از دست نده… از آن زمان به بعد به کسانی که حیله گری می کنند می گویند : آنچه تو از رو می خوانی من از برم .
منبع :vista.ir

♥ جهت مشاهده پربازدیدترین عکس و فیلم امروز اینجا کلیک کنید

Check Also

داستان کوتاه;اکسیژن خیالی!

مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند…؛ پنجره های اتاق باز نمی شد. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A