خانه > فرهنگ و هنر > شعر و ترانه > شعر ولادت حضرت معصومه جدید

شعر ولادت حضرت معصومه جدید

شعر ولادت حضرت معصومه جدید

شعر ولادت حضرت معصومه

شعر ولادت حضرت معصومه

دلم سه شنبه شبی باز راهی قم شد
کنار درب حرم، بین زائران گم شد

نگاه چشم ترم تا به گنبدت افتاد
دوباره شیفته ی رنگ زرد گندم شد

به یاد مسجد و باب الجواد افتادم
سرود عاشقی ام، یا امام هشتم شد

به محض بردن نام امام آینه ها
لبان آینه هایت پر از تبسّم شد

به استحاله کشاندی مرا به لبخندی
دو چشم مملو اشکم، دو خمره ی خم شد

سلام بر تو و بر خاندان اطهارت
سرم به زیر قدوم تمام زوّارت

از آب شور حرم ، شوق و شور می گیرم
وضو برای تشرّف به طور می گیرم

ستاره ام، که در این آسمان ظلمانی
از آفتاب حضور تو نور می گیرم

چقدر زائر عاشق شبیه کودکی ام
ضریح مرقدتان را به زور می گیرم

چه افتخار عظیمی است آمدی اینجا
عجیب نیست که حسّ غرور می گیرم

برای رد شدنم از پل صراط جزا
ز دست لطف تو برگ عبور می گیرم

سلام بر تو و بر خاندان اطهارت
سرم به زیر قدوم تمام زوّارت

نسیم مرقدتان عطر کوچه باغ بهشت
بَرَد ز خاطره ها غصّه ی فراق بهشت

رواق های حریمت بهشت نور و بلور
بلند گنبد نورانیت، چراغ بهشت

مدام روز قیامت پی تو می گردم
نمی روم به جهنّم، و یا سراغ بهشت

شکسته باد دو پایم، اگر که روز حساب
بدون تو بگذارم قدم به باغ بهشت

منم مدیحه سرایی که آرزو دارم
جوار باغ تو باشم، شده کلاغ بهشت!

سلام بر تو و بر خاندان اطهارت
سرم به زیر قدوم تمام زوّارت

وحید قاسمی

شعر ولادت حضرت معصومه جدید

شعر ولادت حضرت معصومه جدید

جایی که کوه خضر به زحمت بایستد

شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد

نزدیک می‌شوم به تو چیزی نمانده است

قلبم از اشتیاق زیارت بایستد

بانو سلام کاش زمان با همین سلام

در آستانه در ساعت بایستد

و گردش نگاه تو در بین زائران

روی من – این فتاده به لکنت – بایستد

تا فارغ از تمام جهان روح خسته‌ام

در محضر شما دو سه رکعت بایستد

بانو اجازه هست که بار گناه من

در کنج صحن این شب خلوت بایستد؟

در این حرم هزار هزار آیه عذاب

هم وزن با یک آیه رحمت بایستد

باید قنوت حاجت بی‌انتهای ما

زیر رواق‌های کرامت بایستد

شیعه به شوق مرقد زهرا به قم رسید

طاقت نداشت تا به قیامت بایستد

آنکس که جای فاطمه در قم نشسته است

در روز حشر هم به شفاعت بایستد

تو خواهر امام غریبی و این غزل

با بیت‌هاش در صف بیعت بایستد

من واژه واژه عطر تو را پخش می‌کنم

حتی اگر نسیم ز حرکت بایستد

این شعر مست تکیه زده بر ضریح تو

مستی که روی پاش به زحمت بایستد

هادی جانفدا

شعر ولادت حضرت معصومه جدید

شعر ولادت حضرت معصومه

تا آسمانت را کمی در بر بگیرد

یک شهر باید عشق را از سر بگیرد

گنجایش ات در سینه این خاک‏ها نیست

باید تو را دستان پیغمبر بگیرد

هر کس مزار مادرش را آرزو کرد

باید سراغش را از این دختر بگیرد

بانو رهایی را نمی‏خواهم که ننگ است

بی‏جذبه مهرت کبوتر پر بگیرد

قلب مرا از سینه‏ام بردار نگذار

دارو ندارم را کس دیگر بگیرد

دلواپس اما دلخوشم شاید که دستت

دست مرا هم لحظه آخر بگیرد

فاطمه نوری

گردآوری: حیاط خلوت

 

♥ جذاب ترین مطالب امروز را اینجا ببینید

اینم ببین!

شعر در مورد تولد حضرت معصومه

شعر در مورد تولد حضرت معصومه اشعار زیبا درباره ولادت حضرت معصومه مرغ دلم راهی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *