روضه شب سوم محرم | شهادت حضرت رقیه (س) و آغاز غم بزرگ

روضه شب سوم محرم | شهادت حضرت رقیه (س) و آغاز غم بزرگ

در ادامه مجموعه ای از متن روضه شب سوم محرم ، روضه شهادت حضرت رقیه، روضه شب سوم محرم جدید ، روضه خاص شب سوم و متن روایت شب سوم محرم را مشاهده می کنید .

متن روضه شب سوم محرم

روضه شب سوم محرم

روایت یگانه از شب سوم محرم: شهادت حضرت رقیه (س) در دشت بلا

شب سوم است…شب ورود به بخش جدیدی از سرگذشت غم‌انگیز کربلا…امشب، اشک‌ها معنا پیدا می‌کند، داغ‌ها تازه می‌شود، و دل‌ها ماندگار…

۱. کاروان در میان زمین بی‌سایه

شترها سر در زمین خاکی فرو برده‌اند…خیمه‌ها هنوز نزدیک نیستند… کودکانی که در سایه‌های کوتاه سردرگم‌اند؛صداها آرام است؛ اما دل‌ها طوفانی…
امام حسین (ع) آرام به اطراف نگاه می‌کند:«زمین لب تشنه است، آسمان بی‌پرواست… اینجا کاروان بزرگی فرود آمده است.»صدای کشیدن گاری‌ها، صدای آهسته‌ی ناله‌ی زینب (س)…بدن کوچک رقیه (س) در دل تابوت‌گونه‌ی محفظه‌ای لرزان است…

۲. چشم‌هایی که در خاک بسته شد

رقیه، مدام نام بابا را زمزمه می‌کند؛سه ساله‌ای که هنوز نیمی از صدای کلمات را نمی‌فهمد؛اما قلبی دارد که صدای شمشیرها را حس می‌کند…
وقتی گوشه‌ای از کاروان می‌بیند، منفعل نیست، کوچک نیست…چشم‌هایش پر از سوال‌اند؛و وقتی آرام روی زمین می‌نشیند، انجام می‌دهد: گریه…
صدایش در دل شب می‌پیچد؛ و حسین خودش را نگه می‌دارد تا این بچه از او دلخور نشود…

۳. خیمه‌ها پل صبری نو می‌شود

امام حسین (ع) دستور می‌دهد خیمه‌ها زده شوند؛هر میخ در زمین فرو می‌رود و دلی را می‌بلعد…زینب و رباب به سمت هم خم می‌شوند؛انگار دو پرنده‌ی کوچک، غم بزرگ جهان را درک کرده‌اند…
رقیه را در آغوش می‌گیرند؛لباس‌های مشکی، سایه‌سار درد؛هر چشم دوخته به آن چادرها، سرآخر روزی خواهد گریست…

۴. روضه‌خوانی کوچکی از بزرگ‌ترین عشق

امام حسین (ع)، در میان سکوت خیمه‌ها، زمزمه می‌کند:
 «ای خدای من… این خاک را قبول کن… این دل‌های شکسته را قبول کن…»صدای ناله‌ی زینب (س):«یا ربّ… چطور داغی را امشب تاب بیاورم که داغ عالم است؟»
رقیه سر به گریه می‌گذارد؛پیشانی‌اش گرم است… گریه‌اش، هدیه‌ی بچگانه‌ای‌ست برای پدر بزرگ، سلام‌الله علیه…

۵. صدای آسمان و خاک

هنگامی که اشک رقیه زمین را نمناک می‌کند؛برکت می‌رسد؛ خون به آسمان صعود می‌کند…
و کربلا، بی‌آن‌که بفهمد، شبیه صحرایی آسمانی می‌شود…
دشت کربلا می‌فهمد:این حضور، ساده نیست…این خاک، پایان نخواهد گرفت…

۶. فریاد مادرانه زینب

زینب (س) سر به آسمان می‌برد؛آه در سینه دارد و فریاد در چشم؛چطور باید عزادار شود، وقتی نور چشم حسین دارد خسته می‌شود؟
او فرزند سه ساله‌اش را در آغوش می‌گیرد… نگاهش سنگین است؛و از خود می‌خواهد:«ای واژه‌ها… کمکم کنید تا درد بزرگتری را بیان کنم…»

۷. هم‌دردی با رقیه

کودکان کاروان دور هم جمع می‌شوند؛زیرا دختری سه ساله از آن‌ها بزرگ‌تر است…
و گریه‌اش، گریه همه‌ی آن‌هایی‌ست که هنوز هم دنیا را درک نکرده‌اند…
امشب، چند کودک در کنار رقیه اشک می‌ریزند؛یک کودک دیگر طبل کوچک می‌زند، رمز اینکه دردیدن با حسین یعنی چه…

۸. درس بزرگی از کوچک‌ترین جان

صبح نزدیک است…زمین خیس است و دل‌ها پر از خون…رقیه چشمانش را می‌بندد و بی‌حرکت می‌نشیند…
امام حسین (ع) زیر لب بگوید:
 «ای رقیه…با اشک‌هایت دنیا را بیدار کردی…»کلماتی که سه ساله، جهان را تکان می‌دهد…

۹. عهدی دوباره با قلب‌ها

امشب، ما با چشمانی اشک‌آلود از خیمه خارج می‌شویم؛اما عهدی داریم:هر اشک روضه که ریخته شود، یک دلی آماده‌تر می‌شود…
و هر بغض که باز شود، یک گوشه از پیام عاشورا قابل فهم می‌گردد…و ما این‌گونه هم‌قدم سردار سه‌ساله کربلا شدیم؛رقیه نقطه آغاز درک نسل جدید بود…گردآوری: حیاط خلوت 

اختصاصی سایت حیاط خلوت

اینم ببین!

سرکه سیب را چه زمانی بخوریم؟ بهترین زمان مصرف برای لاغری، قند خون و سلامتی

سرکه سیب را چه زمانی بخوریم؟ بهترین زمان مصرف برای لاغری، قند خون و سلامتی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *