متن روضه شب اول محرم | آغازی بر داغی بی‌انتها

روضه شب اول محرم | آغازی بر داغی بی‌انتها

در ادامه مجموعه ای از متن روضه شب اول محرم ، روضه محرم جدید , متن روضه سوزناک  ، روضه اول محرم ۱۴۰۴ و  متن زیبا برای شب اول محرم  را مشاهده می کنید .

 متن روضه سوزناک برای امام حسین

متن روضه شب اول محرم

متن روضه شب اول محرم

 

امشب شب اول است…شب اول محرم، شب بستن بار کاروان…شب آغاز غربت خاندان پیامبر…شب بغض‌هایی که از امشب تا شب عاشورا یکی‌یکی شکوفه می‌دهند…
ای دل، آماده‌ای؟آماده‌ای برای شنیدن صدای سم اسب‌هایی که آرام‌آرام به کربلا نزدیک می‌شوند؟آماده‌ای برای دیدن چشمانی که تا آخرین قطره، اشک خواهند شد؟آماده‌ای برای درک آغازی که پایانش قتلگاه است؟

 شب اول محرم، شب بستن بار عاشقی است

امشب آسمان بغض کرده است…
و ماه، خجالت‌زده پشت ابرها پنهان شده…انگار دلش نمی‌آید نظاره‌گر این غم بزرگ باشد.
امشب، در دل تاریکی شب، خیمه‌ها دارند بسته می‌شوند…بارها بر شترها می‌نشیند… کودکان بیدار مانده‌اند…نه از شوق سفر، که از دلهره‌ای مبهم…
زینب (س) اما زیر لب ذکر می‌گوید… دلش نا آرام است…حس غریبی دارد… مثل اینکه قرار است این سفر، بازگشتی نداشته باشد…

 حسین (ع) با دل، وداع می‌کند…

سیدالشهداء آرام در گوشه‌ای ایستاده، نگاهی به آسمان می‌اندازد…نگاهش پر از راز است، پر از غم…او می‌داند به کجا می‌رود…او می‌داند زمین کربلا تشنه‌ی خون کیست…اما این‌بار، رفتنش برای خودش نیست…برای دین جدش است… برای احیای انسانیت است…
صدای گریه‌ی رقیه (س) می‌آید…کودکی است و نمی‌داند چرا بابایش این‌قدر در دل شب غصه دارد…اما دل کوچک او، زودتر از همه شکسته است.

 بوی غربت می‌آید…

امشب، صدای پای مظلومیت می‌آید…صدای چرخ گاری‌ها، صدای نفس‌های نگران، صدای قرآن خواندن سکینه…بوی عطری می‌آید که با خون آمیخته خواهد شد…بوی عطر خاک کربلا… که هنوز میزبان نشده، اما دل‌ها را سوزانده است.
شب اول محرم، شب عجیبی‌ست…شب چشم‌هایی‌ست که دیگر هرگز آرام نمی‌گیرند…شب زینب است، که دیگر لبخند نخواهد زد…شب علی‌اکبر است، که مردانه، اما بی‌خبر از روزهای آینده، پدر را در آغوش می‌گیرد.

 آسمان، خود را برای مصیبت می‌آراید…

محرم فقط یک ماه نیست…محرم یک داغِ جاری‌ست…هر سال که می‌آید، انگار دوباره آن لحظه تکرار می‌شود…انگار دوباره خیمه‌ها زده می‌شود، دوباره علی‌اصغر لب خشک می‌زند، دوباره رباب اشک می‌ریزد…
روضه‌ی شب اول محرم، روضه‌ی وداع است…روضه‌ی بستن بار سفر است، اما نه سفری عادی…این‌بار، کربلا پایان راه است…نه مدینه، نه مکه، نه کوفه…فقط دشت بلا…

 مادر، امشب دلت گرفته است؟

ای فاطمه زهرا (س)…امشب از آسمان نگاه می‌کنی به کاروان پسر مظلومت؟می‌بینی که دخترت زینب چقدر خسته است؟می‌بینی که رقیه هنوز نمی‌داند چقدر بی‌مادر خواهد شد؟
مادر… بیا و کنار خیمه بنشین…امشب شب وداع است، شب دلی که می‌شکند و فریادی که در دل می‌ماند…

 کاروان به راه افتاد…

کاروان شب‌رو، بی‌صدا، با اشک، راهی شد…در دل تاریکی، با پرچم‌هایی که بوی خون می‌دهند…با دلی که هزار تکه شده اما هنوز می‌تپد…
همه می‌روند…زینب با اشک، حسین با صلابت، علی‌اکبر با غرور، رباب با دل شکسته…
و ما… ما جا مانده‌ایم…
جا مانده‌ایم از کربلا، از شب اول، از وداع، از اشک…اما می‌توانیم این روضه را زندگی کنیم…می‌توانیم امشب را نه فقط بشنویم، که گریه کنیم، همراه شویم، بیعت کنیم…

 عهدی دوباره…

امشب، در این شب اول محرم، بیا و با دل عاشورایی عهدی ببند…که فراموش نکنی… که خاموش نباشی…که صدای مظلوم را در خود خفه نکنی…
بیا و به کاروان دل ببند…بیا و اشک بریز…بیا و از امشب تا شب دهم، هر شب، روضه بخوانی برای دلی که هرگز آرام نمی‌گیرد…

 پایان سخن برای آغاز اشک

روضه‌ی شب اول، آغازی‌ست برای افتادن در دریای اشک…
و آغازی برای فهمیدن این‌که چطور یک کاروان، با عشق به میدان آمد و با خون جاودانه شد.
پس امشب، دلت را سیاه‌پوش کن…با کاروان حسین همراه شو…و بگذار اشکت، داغی از تاریخ را دوباره زنده کند…
سایت حیاط خلوت
اختصاصی سایت حیاط خلوت

اینم ببین!

متن و دلنوشته شهادت حضرت رقیه (س)؛ جملات سوزناک برای استوری

متن و دلنوشته شهادت حضرت رقیه (س)؛ جملات سوزناک برای استوری مجموعه‌ای از زیباترین متن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *