آخرین خبرها
خانه > سرگرمی > دنیای پیامک ( SMS ) > دلنوشته غمگین دخترانه برای پدر

دلنوشته غمگین دخترانه برای پدر

دلنوشته غمگین دخترانه برای پدر

در این مطلب از حیاط خلوت دل نوشته های بسیار غمگین و سوزناک را از زبان یک دختر برای پدرش که فوت شده است را باهم مسی خوانیم

**********************

این روزها پرم از نقطه چینهای مبهمی که هیچ کدامشان خیال پرشدن ندارند!

هی می نویسم و نقطه سر خط…

قرار نیست که کسی بیاید واین نقطه ها را بردارد و برسد به خط ممتد تنهایی من…

دلخوشی اینروزهای من چشمهای نگران مادر

و دل دلهای بزرگ همیشگی اش برای غربت جاخوش کرده در تقویم نگاهم است

و باغچه ی حیاطمان که هر از گاهی اغوش میشود

برای گریه هایی که فرسوده گیشان خاطر خدا وخاطره را هم می آزرد.

اما دلم خیال خالی شدن ندارد انگار…

و اینروزها دلگیرم از خودم…

از اینهمه مچاله گی که به در و دیوار هم میزنی نمی توانی قایمش کنی

و ماسکی که به صورتت زده ای اصلا به تو نمی اید

و گوجه های سبز هم فریب خنده های کوچک ساختگی ات را نمی خورند!!!

مثل یک کاغذ نازک شده ای و هی تا میخوری

ونگرانی که شاید برای همیشه مچاله بمانی

و نتوانی لبخند یاس و بابونه را در هیاهوی پیله و  پروانه ببینی…

دنبال یک جای امنی که بروی و برای یک ماه سکوت وستاره ،گم شوی

حتی از خودت که حتی دست خودت هم به خودت نرسد

اما پیدایش نمی کنی و مثل فرفره فقط میچرخی!!

دور خودت… دور تکرار تمام تکراری هایی که عذابت میدهند و…

می شنوی صدای دست و پا زدنم را خدا؟

نای برداشتن یک قدم را هم ندارم.

دارم بد میشوم ،نه؟

نگذار فرشته گی ام خاموش شود…

محض خاطر خودم… خودت…

بگذار که دوباره لبهایم روی ماهت را حس کند.

خواب را دوست ندارم دیگر…

بزن پشت گردنم که بیدار شوم!!!

به ياد پدر

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره..

میفهمی پیر شده…!

وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه..

میفهمی پیر شده…!

وقتی بعد از غذا یه مشت دارو میخوره..

میفهمی چقدر درد داره…!

و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های توست

دلت میخواد….

حجم تنهایی اتاقم

بابایی تو باید تو این روزا بودی تا همه چی اینجوری به هم نمیریخت
دلم میگیره از نبودنت این روزا خیلی بهت احتیاج دارم مگه نمیگن تو همیشه کنارمی

پس چرا حست نمیکنم چرا اگه پیشمی  و هوامو داری همه چی بهم ریختست

چرا هیشکی درکم نمیکنه چرا خستم چرا چشام خیسه  چرا انقد چرا تو حرفامه

نه بابایی تو پیشم نیستی  اگه بودی من این روزای سختو حس نمیکردم

اره نیستی…تو …۱ روز سرد زمستونی….کوله بارتو بستی و واسه همیشه از پیشم رفتی

حالا من اینجا بدون تو هر روزم زمستونه …………………….

از همه دنیا لجم گرفته حتی از خدا لجم گرفته که تو رو بی موقع و بی هوا ازم گرفت

دوس دارم کفر بگم  و آسمون و زمینو به هم ببافم

خدایا بگیییییییییییییییییییییییر از من بگیر این روزای سختو

خدایا پس کجاست قسمت خوب سرنوشت من کجاست رنگ قشنگ نقاشی زندگی من

خدایا هرچیز خوبی واسم نگه داشتی لطفا همین الان رو کن …چون ممکنه  سر ریز بشم ازین همه

روزای سیاه

تسلیت

اینجا بوشهره خاک ویران شده ی ایران

منم سالمم هیچیم نشده

قربونت برم خدا توهم زلزله رو فقط جایی میزاری که خونه هاش قدیمی و کاه گلی هستن

به امید روزی که هیچ خونه ی قدیمی تو استانمون نباشه با این درآمدی که داریم

خدایا بهشون صبر بده

خدایا کمکشون کن اونا به کمک های مردمی نیازی ندارن اونا نگاه مهربون و دستای گرم تورو میخوان

تسلیت بوشهر عزیزم

آدم ها به همان خونسردی که آمده اند
چمدانشان را می بندند
و ناپدید می شوند
یکی در مه
یکی در غبار
یکی در باران
یکی در باد
وبی رحم ترینشان در برف

آنچه برجا می ماند
رد پایی است
و خاطره ای که هر از گاه
پس می زند مثل نسیم سحر
پرده های اتاقت را.

کدام آدم و حوا؟
ما حاصل یک جهش در ژن های آفتاب پرست هستیم!
که این گونه به سرعت رنگ عوض می کنیم …

شعرم کجا بود دیگر!
واژه ها هم نم می کشند
وقتی هوا چنان از نفس های اطرافیانم سنگین است
که خواب و خوراک ندارد کسی در من

چیزی را گم کرده ام
شاید هم کسی را…
و یا… شاید خودم را…
هر چه هست تو نیستی!
تو تنها جزئی از زندگی منی
که هیچ وقت گمش نمی کنم…
آرامشم را گم کرده ام…
سکوتم، و اعتمادم…
حس با مردم بودن را دیگر حس نمی کنم!
اعتماد داشتن را نمی فهمم!
آرامشم را نمی یابم…
باید همین حوالی باشد
آرامشم را می گویم!
شاید من زیاد دنبالش نگشته ام!
صندوقچه ی قدیمی مادر بزرگ را هم
خوب زیر و رو کرده ام اما نیست!
نه اینکه از اول نبوده ها!
الان نیست…
بودنش را خوب یادم هست!
و حتی رفتنش را…
شاید چون پشتش آب نریختم
بازنگشته…
آرامشم را می گویم!
شاید چون قدرش را نمی دانستم نمی آید…
چقدر جایش در زندگی ام خالیست…
زیاد که می گردم، خودم را هم گم می کنم!
کاش تو می آمدی از دور  برای کمک!
اینجا همه چیز بهم ریخته
و من لابه لای همه ی گم شده هایم
گم شده ام…!

خدايا بيدارم كن

تو نیستی…بگـــــو
این بغض بی امان را…
در خالی کدام شـــــانه
پنهان کنم!!

از “تـــو” دلـگیـــر نیستَــــم
از دلــم دلـگیـــرم!
کــــه نبــــودنـت را صبــــورانــــه تحمـــــل میکـنــــد
بـی هیـــچ شکــــوه ای…!!!

تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد،
اما شبها…
وای از شبها…یادت …عکست…خاطراتت …

babaye-khobam

♥ جهت مشاهده پربازدیدترین عکس و فیلم امروز اینجا کلیک کنید

Check Also

پدری پسر ۳۰ ساله خود را به قتل رساند

پدری پسر ۳۰ ساله خود را در روستای حیر از توابع بخش مرکزی آبادان به …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A